مأموریت بزرگ برای نسل نو+جوان


زندگی > مهارت‌ها – همشهری دو – زهره کهندل:
«هم هستی هم نیستی، هم قبولت دارند هم حسابت نمی‌کنند، هم نظرت را می‌پرسند هم بی‌توجه از کنارت عبور می‌کنند، هم با تو موافقند هم مخالفت‌هایشان را علنی می‌کنند»؛

 بسیاری از ما از دوران نوجوانی چنین تصاویری به یاد داریم؛ تصاویری گاه خوب و مؤثر و گاه مبهم و نادرست؛ تصاویری که نشان می‌دهد پدر و مادرهایمان با اینکه خودشان دوران نوجوانی را سپری کرده بودند اما در روش تربیتی ما در نوجوانی سردرگم عمل می‌کردند. آنها خیلی اوقات نمی‌توانستند مرز بین ورود از دوران کودکی به نوجوانی و بعد جوانی را درست تشخیص بدهند و گاهی در حرف زدن‌ها، عمل کردن‌ها و سپردن مسئولیت‌های مختلف گنگ عمل می‌کردند. دوره نوجوانی به لحاظ تربیتی از آن جهت اهمیت دارد که بخش عمده‌ای از ویژگی‌های شخصیتی و فرهنگی ما، در همان دوران شکل می‌گیرد؛ دوره‌ای که بسیاری، از آن به‌عنوان دوره هویت‌ساز هر فرد یاد می‌کنند؛ دوره‌ای که زمان جولان احساسات و تفکر در هر فرد است و مجموعه‌ای از تغییرات شناختی، روانی، جسمی و جنسی به سمتش هجوم می‌آورد. نظر به اهمیت این دوره و برای یافتن زبان مشترک خانواده‌ها با نوجوان‌هایشان که بتوانند ارزش‌های انسانی، اعتقادی و شهروندی و مسئولیت‌پذیری را در نوجوان‌هایشان ایجاد یا تقویت کنند، با دکتر محسن فرمهینی فراهانی، متخصص علوم تربیتی و عضو هیأت علمی دانشگاه شاهد تهران گفت‌وگو کرده‌ایم تا او درباره یافتن این زبان مشترک با ما حرف بزند.

  • از نظر شما، به‌عنوان یک متخصص علوم تربیتی، چه مولفه‌هایی در مسئولیت‌پذیر کردن یک نوجوان اهمیت دارد؟

ببینید مسئولیت‌پذیری هر فردی در ابتدا در خانواده شکل می‌گیرد و سپس نظام آموزشی مکمل آن می‌شود. هیچ‌گاه به یکباره نمی‌توان فردی را در دوره نوجوانی مسئولیت‌پذیر کرد بلکه باید از دوران کودکی، او را آموزش داد تا بتوان انتظار داشت در دوران بزرگسالی، مسئولیت‌پذیری در او ایجاد شود. حتی در آموزه‌های دینی هم بر مراحل تربیتی تأکید شده است. حدیثی از پیامبر اکرم(ص) هست که دوران زندگی را به سه‌دوره هفت ساله تقسیم می‌کند؛ هفت سال اول دوره سیادت است، هفت سال دوم دوره اطاعت و هفت سال سوم که دوره مشاورت است و همزمان با دوره بلوغ.

  • ولی بسیاری از خانواده‌ها روش‌هایی‌که چطور مسئولیت‌ها را به فرزندانشان واگذار کنند بلد نیستند.

یکی از راهکارهای مسئولیت‌پذیر کردن نوجوان این است که کاری را به او بسپاریم و از او مشورت بگیریم. در آموزه‌های دینی ما هم به این امر تأکید و توجه شده است. دوره نوجوانی نقشی مهم و کلیدی در زندگی هر فرد دارد. نقش خانواده هم در این بین بسیار اهمیت دارد به‌ویژه در ایجاد روحیه مسئولیت‌پذیری. پدر و مادر در نصیحت کردن فرزندانشان در این سن نباید خیلی زیاده‌روی کنند چون سن حساسی است؛ مثلا اگر قرار باشد کودک یا نوجوانی را امر و نهی کنید آنها موضع می‌گیرند. در این سن باید از جایگاه تشویق و ترغیب، عمل و رفتارهای مثبت فرزندتان را تأیید کنید. چگونگی پر کردن اوقات فراغت نوجوانان هم بسیار اهمیت دارد و می‌توان از این فرصت برای مسئولیت‌پذیر‌کردن آنها استفاده کرد. منظورم این است که بی‌برنامگی خانواده یا نداشتن برنامه هفتگی و عدم‌تعیین فرصتی برای کار و تلاش روی تربیت نوجوان اثر دارد. ضمن اینکه باید به انتخاب نوجوان و تفریحات بدنی او توجه شود. همه این موارد می‌تواند در ایجاد روحیه مسئولیت‌پذیری مؤثر باشد، البته نقش آموزش‌های پنهان و ضمنی در خانواده هم اهمیت دارد زیرا فرزندان، مسئولیت‌پذیری را بیشتر از اینکه از گفتار والدینشان یاد بگیرند از رفتار آنها می‌آموزند. مسئولیت‌پذیری یکی از زیرشاخه‌های تربیت اجتماعی است و نقش آموزش‌های پنهان، ضمنی و غیررسمی بسیار مهم است. گفتار والدین باید با رفتارشان هماهنگ باشد.

  • با توجه به اینکه نقش دسته همسالان در این سن بسیار مهم است و معلمان و مربیان تربیتی هم روی نوجوان اثرگذارند، مدرسه چه نقشی در تربیت‌پذیری اجتماعی آنان دارد؟

نقش نظام آموزشی به‌عنوان نقش مکمل بسیار مهم است. در بسیاری از کشورها، درسی به نام تربیت شهروندی یا تربیت مدنی هست که در آن درس تلاش می‌شود ویژگی‌های شهروندی را به دانش‌آموزان بیاموزند. در این درس قرار است به فرد درباره اهمیت شرکت در انتخابات، آگاهی از مسائل ملی و بین‌المللی و حساسیت به مسائل اجتماعی، آموزش داده شود. هدف از درس تربیت شهروندی، تقویت بعد دانشی و مهارتی آنهاست؛ مثلا به نوجوانان آموزش می‌دهند که چطور با یکدیگر همکاری کنند و مسئولیت‌پذیر باشند یا در فعالیت‌های داوطلبانه شرکت کنند. تربیت شهروندی سه بعد دانش، توانش (مهارت) و نگرش (ارزش و بینش) را شامل می‌شود. بحث‌های ارزشی به نوجوانان توانمندی‌های ارزشی می‌بخشد؛ مثلا داشتن ادب و نزاکت در برخورد با دیگران یا داشتن رویکرد انتقادی به مسائل. باید توجه کنیم که مولفه‌های تربیت شهروندی روی مسئولیت‌پذیری نوجوان بسیار اثرگذار است. این اصول باید در خانواده شکل گرفته باشد، نظام آموزشی آن را تکمیل و اجتماع هم آن را تأیید کند. مهم است دانش‌آموزانی تربیت شوند که مسائل محیط‌زیست را بدانند و در اقدامات داوطلبانه و بشردوستانه پیشگام باشند؛ اگرچه این کار بسیار مشکل است و نیاز به صرف وقت دارد. ضمن اینکه هماهنگی بین نظام آموزشی، اجتماع و خانواده اهمیت دارد و اگر بین اینها تضاد باشد یعنی در مدرسه به بچه‌ها مسائل محیط‌زیست و رعایت قوانین راهنمایی رانندگی آموزش داده شود اما در اجتماع ببینند که رفتار اجتماعی انسان ها خلاف آن است در واقع اثر آموزشی مدرسه با این رفتار اجتماعی خنثی می‌شود؛ بنابراین هماهنگی بین آموزش‌های درون مدرسه‌ای، خانواده و جامعه، اهمیت دارد و اگر مثلث تربیت شهروندی با هم هماهنگ نباشد این تربیت به درستی اتفاق نمی‌افتد.

  • زبان آموزش به نوجوان، زبان ساده‌ای نیست و دسته‌های مرجع و الگوی نوجوان، خانواده و معلم نیستند بلکه بیشتر از دسته همسالان و حتی سلبریتی‌ها تأثیر می‌پذیرد. چطور باید زبان نوجوان را شناخت تا این تربیت اثرگذار باشد؟

باید ویژگی‌های دوره نوجوانی را شناخت. سه نقطه عطف در زندگانی آدم وجود دارد؛ نخستین نقطه عطف، تولد است و پایان آن مرگ، نقطه بین آنها دوره بلوغ است. بلوغ، نقطه عطف زندگی هر فرد است که در دوره نوجوانی اتفاق می‌افتد. برخی از روانشناسان از دوره نوجوانی به‌عنوان دوره مستی یاد می‌کنند. حتی در احادیث ما هم به آن اشاره شده است؛ چون فرد در این دوره، دچار تحولات مختلفی می‌شود ازجمله تحولات روحی، جسمی و جنسی که هر کدام ویژگی‌هایی را برای نوجوان به‌وجود می‌آورد. کسانی که مرتبط با امر آموزش نوجوانان هستند باید ویژگی‌های این سن را بشناسند. باید بدانند که نوجوانان در این سن هیجانات خاصی دارند و دچار نوعی عدم‌اعتماد به‌نفس هستند. باید بدانند که بچه‌ها در این سن از خانواده دل می‌کنند و نقش دسته همسالان پررنگ‌تر می‌شود. باید بدانند که در این دوره نگرانی‌های دوران بلوغ نسبت به تغییرات جسمی و جنسی آنان بروز می‌یابد؛ مثلا نگرانی‌هایی از این دست وجود دارد که آیا عادی هستند یا نه و همین باعث کاهش اعتماد به نفس در نوجوان می‌شود. اگر والدین و معلمان نسبت به این تغییرات و ویژگی‌های دوره نوجوانی شناخت داشته باشند دقیق‌تر می‌توانند با آنان برخورد کنند. جایی باید با نوجوان تسامح کرد و رفتارش را نادیده گرفت. روش تسامح، تساهل و تغافل در برخورد با نوجوانان کاربرد زیادی دارد چون نوجوان در این دوره بسیار اشتباه می‌کند و باید جاهایی خطاهایش را نادیده گرفت. باید عزت‌نفس را در نوجوان افزایش داد باید مهارت‌هایی را که دارد ارج بنهیم تا زمینه رشد دیگر مهارت‌ها در او افزایش یابد.درک ویژگی‌های این دوره توسط مربی، معلم و والدین بسیار مهم است. معمولا در این ارتباط مشکل داریم یعنی نه بزرگ‌ترها زبان نوجوان را می‌فهمند و نه آنها زبان بزرگ‌ترهایشان را. باید یک همزبانی ایجاد شود ضمن اینکه ویژگی‌های این دوران را باید شناخت. باید با نوجوان‌ها صمیمی شد.

  • در خاطرات بسیاری از ما، دوره نوجوانی دوران تعلیق بود. از انتخاب برای لباس پوشیدن گرفته تا تصمیم‌گیری‌های بزرگ‌تر. چرا نسبت به شناسایی نیازهای نوجوان و پاسخگویی به آن کم‌توجهی شده است؟

دوره نوجوانی، مرز بین کودکی و جوانی است. خانواده‌ها باید اطلاعات این دوره را داشته باشند. انجمن اولیا و مربیان، تشکل‌های انسان های و سایر نهادهای فرهنگی باید در آموزش خانواده‌ها برای شناخت ویژگی‌های دوره نوجوانی فعال‌تر شوند. باید روانشناسی نوجوان برای مربیانی که کار تربیتی می‌کنند در آموزش‌های ضمن خدمت آنها دیده شود. باید دانش خانواده‌ها و معلمان درباره دوره نوجوانی به روز شود. فضای مجازی، نوع برخورد دیگری با نوجوان را می‌طلبد چون اطلاعات آنها در برخی از حوزه‌ها از خانواده‌هایشان بیشتر است مثلا در مورد اطلاعات جنسی، نوجوانان اطلاعات زیادی دارند و باید دستیابی به این اطلاعات، کنترل شود. روانشناسی نوجوانی ویژگی‌هایی دارد که اطلاعات معلمان و خانواده‌ها باید مرتب به روز شود. پژوهشی روی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش داشتم که در قسمتی از این سند اشاره شده شهروند مناسب جمهوری اسلامی، چه شهروندی است؟ آنجا به این نتیجه رسیدم که ما نیاز به شهروندی داریم که اصول شهروندی یعنی دانش، توانش و نگرش شهروندی را داشته باشد و شهروندی فضیلت گرا بوده و در پی ارزش‌های اسلامی و اخلاقی باشد. سومین مولفه هم ارتباطی بودن این شهروند است. اینجا فقط منظور ارتباط‌های بین فردی نیست بلکه ارتباط‌های گسترده‌تری مدنظر است تا فرصت‌ها و تهدیدهای محیط پیرامونش را بشناسد. ارتباط را نمی‌توان رد کرد بلکه باید آن را جهت داد به‌ویژه در فضای مجازی. باید اینها را به خانواده‌ها و نوجوانان آموزش داد تا شهروند جمهوری اسلامی یک شهروند فضیلت گرای ارتباطی باشد، مولفه‌های شهروندی را داشته باشد، اخلاق و ارزش‌ها برایش مهم باشد و به «ارتباط» به‌عنوان یک مولفه کلیدی توجه کند، ارتباطش را فقط به ارتباط بین فردی محدود نکند، قدرت کنترل و مدیریت ارتباط در فضای گسترده دنیای مجازی را هم داشته باشد؛ در جامعه مسئولیت‌پذیر باشد و شهروندی مطلوب در سطح ملی باشد؛ یعنی حضور در انتخابات را برای خود یک تکلیف شهروندی بداند. حتی در سطح بین‌المللی هم فعال باشد و نسبت به مسائل احساس مسئولیت کند. برای اینکه چنین شهروندی تربیت شود باید روی آموزش به نوجوانان کار شود.

  • چقدر آموزش‌هایی که در این دوره داده می‌شود اهمیت دارد آیا این آموزش‌ها در فرد ماندگار می‌شود؟

البته بخش مهمی از شخصیت در کودکی شکل می‌گیرد اما دوره نوجوانی هم در تثبیت شخصیت، مهم است. تربیت اخلاقی در این سن از نگاه نظریه‌پردازان متفاوت است. برخی معتقدند که این دوره، دوره عزت در برابر یأس و ناامیدی است؛ یعنی اگر شرایط مناسبی فراهم شود فرد احساس عزتمندی می‌کند و اگر شرایط فراهم نباشد نـوجـوان احساس نا امیدی می‌کند.

زیباجو

حتما بخوانید :   جنگ با افسردگی فصلی

افزودن دیدگاه